گرسنه بود،خیلی
به سمتش رفتم،و در همون حین که با بی زبانی از من طلب غذا میکرد،با کف کفش،آروم صورتش رو نوازش کردم،تا لا اقل اندک تسکینی باشم
نوازش همانا و انس این با ما همانا!
به خاطر یک نوازش،که شاید یک لطف خیلی خیلی کوچیک بود ؛ اون به من وفادار شده بود
و ازم در برابر سگ دیگه ای که میخواست نزدیک بشه محافظت کرد
اشک در چشمام حلقه زد و ساعت ها تو این فکر بودم که چرا خیلی از ما آدم ها حتی قدردانی، محبت و وفای این سگ رو هم نداریم...

ما را در سایت باران بانو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: باران بانو
بازدید: 310