459
شنبه هجده شهریور – مطلب سوم
"کاراو چاره ندارد!"
شما برای چندمین بار گفتی که این آدم، این ها را دارد: سن 68 سال، پول خیلی زیاد، خونه نه یکی دوتا، برادر چندتا، خواهر چندتا و مدرک تحصیلی دکتری؛ وگفتی که او این ها را ندارد: عقل، اخلاق، گوش شنوا، تحمل، همسر، فرزند، دوست و همراه؛ و این که مُشارایه از جایش بلند نمی شود، راه نمی رود، آشپزی نمی کند، باکسی رفت و آمد نمی کند( حتی با فامیل)، کتاب نمی خواند، روزنامه و مجله نمی خواند، رادیو و تلویزیون گوش نمی دهد، وقتی به طور تصادفی کسی را می بیند فقط حرف می زند، او قند دارد(نوع حادّش را هم)، فشار خون دارد، رگ های قلبش بسته است و...؛ و نیز گفتی که گرفتاری های این آدم را هر که می شنود یک چیزی می گوید و یک نسخه ای می پیچد. جسارتاً، به شما عرض بکنم (و البته می دانم که شما اگر چه در کارش مانده ای، ایشان را بسیار دوست داری) به گمان من برای ایشان هیچ کاری نمی شود کرد، گرفتاری ایشان برطرف شدنی نیست. والسلام.
باران بانو...
ما را در سایت باران بانو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: باران بانو
بازدید: 201