<no title>

خرید بک لینک

456

چهار شنبه پانزده شهریور – مطلب دوم

"آدم شدن، اصل است؟!"

حیوانات وقتی به دنیا می آیند، دیگر بیش از آنچه که هستند نمی توانند باشند؛ به عبارت دیگر، هرچه می توانستند باشند هستند و بیش از آن نه لازم است باشند و نه می توانند باشند. اگر خدا میخواست، ما انسان ها را هم، مثل حیوانات خلق می کرد، ولی نخواست ما مثل حیوانات باشیم، خواست که ما آدم باشیم. اگر خدا می خواست ما، دنبال این چیزهایی که در زندگی دنبالش هستیم باشیم آن ها را همین جوری به ما می داد؛ دیگر لازم نبود این همه مشکل را برای داشتن آن ها تحمّل بکنیم. همه ی آرزوی ما این است که راحت زندگی بکنیم، شام و ناهار و صبحانه ما آماده باشد و ما فقط بنشینیم و بخوریم و خوب هم بخوریم، خانه ی ما به جای دو تا خواب، مثلاً پنج تا خواب داشته باشد تا ما بتوانیم خوب بخوابیم، هیچ غصه ای در زندگی نداشته باشیم تا بتوانیم برویم دنیا را خوب بگردیم. خوب خدا بیامرز پدر! این که فقط شد خوردن و خوابیدن و گردش کردن، این که زندگی همان جناب حیوان شد. ما باید آرزو بکنیم آدم بشویم، اطرافیان ما آدم بشوند، ما باید از آدم شدن خودمان و دیگران حرف بزنیم، نه از چیزهایی که معلوم نیست چقدر به درد آدم شدن ما و دیگران می خورد. آیا خدا میخواست ما فقط بخوریم و بخوابیم و بگردیم؟ اگر هدف این بود، دیگر چه نیازی به عقل و اراده؟ چه نیازی به دین خدا؟ چه نیازی به پیامبران؟ چه نیازی به آزمایش شدن و تربیت شدن و آدم شدن و بهشت و جهنم؟ من و تو را خوشگل تر از طاووس و نجیب تر از اسب خلق می کرد و خلاص!

باران بانو...

ما را در سایت باران بانو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: باران بانو بازدید: 209 تاريخ: يکشنبه 19 شهريور 1391 ساعت: 10:34

صفحه بندی